تبليغاتX
واحه

همگی گم شدیم، دربرهوتی به نام دنیا... تشنه ایم، تشنه‌ي صداقت، محبت، عدالت، حقایقی که برامون شدن ترکیب چند حرف... تودنیای ما بی معنی هستند و دست نیافتنی... مجروحیم، ازتازیانه‌ی فریادهای خاموش شده که هر روز و شب رو دیواره‌های قلبمون فرود میاد... مایوس شدیم، ازپربودن دست‌هایی که به امید آب، به چیزی چنگ نزده بودند، جزشن‌های سراب شده از سوزندگی برهوت... می‌خواهیم واحه‌ای بسازیم دراین برهوت... برای رفع عطش‌هامون، که مرهمی باشه روی زخم‌هامون، برای بازکردن روزنه‌ی امیدی، واحه یعنی امید.... یعنی آب و آبادی درمیان کویر

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391

 

چند شب پيش  كه منزل يكي از اقوام مهمان بوديم، دو دختر صاحب‌خانه هم به همراه همسران‌شون حضور داشتند. دختر كوچك‌تر كه حدود يك سال پيش ازدواج كرده، از هر فرصتي براي دل و قلوه دادن(البته خوشبختانه صرفا از نوع كلامي!) با شوهرش استفاده مي‌كرد. مثلا سر سفره‌ي شام خطاب به او كه روبروش نشسته بود، گفت:« خوبه حالا كه كنار هم ننشستيم، حداقل روبروي هم هستيم»!!!
و خلاصه اين دو چپ مي‌رفتن، راست ميومدن قربون صدقه‌ي هم مي‌رفتند. در خلال يكي از همين ابراز عشق‌هاشون با لحن شوخي (ولي كاملا جدي) گفتم: ميخواين در حضور چند دختر مجرد يكم رعايت كنيد؟! ... و احتمالا اون‌ها هم تو دلشون گفتند" گربه دستش به گوشت نمي‌رسه و" ... ايـــنا!

حالا اصلا ما دختران مجرد به جهنم! در كنار اين خانم، خواهرش حضور داشت كه چندين سال از ازدواجش مي‌گذره و نوع برخورد او و همسرش  در جمع، همواره كاملا خشك و جدي بوده و مي‌شد در نگاهش، احساس سرخوردگي و شكست رو ديد و شاید هم داشت همسرش رو با شوهر خواهرش مقايسه مي‌كرد! با خودم فكر كردم در چنين شرايطي اين زن چقدر مي تونه نسبت به خواهرش حس حسادت پيدا كنه و نسبت به همسرش( با همه‌ي خصوصيات خوب ديگه‌اي كه ممكنه داشته باشه) كينه!

متاسفانه اين تنها مورد زوج‌هاي فامیل، كه در جمع حركاتي اين‌چنين دارند، نيست و هر جا تشريف‌فرما مي‌شيم چند ساعت بايد كساني رو كه تا چشمشون به چهار نفر آدم میوفته، احساساتشون دچار جوشش و غليان مي‌شه رو تحمل كنيم!
بازدست‌شون درد نكنه "مثال‌هاي" فاميل ما به ابراز عشق كلامي بسنده مي‌كنند! بعضي‌ها انگار نذر دارند توي اتوبوس و مترو دست به اين كارها، اون‌هم از نوع خاك بر سري بزنند. هزاران چشم شاهد رو هم، هيچ حساب مي‌كنند. خيلي‌هاشون هم "ظاهرا" متدين و معتقد به خیلی چیزها!

جالب تر از اون اينه كه اين حركات رو ما تو فضاي مجازي هم مي‌بينيم بدبختانه! زن و شوهرهايي كه هي توي وبلاگ‌هاشون قربون صدقه‌ي دست و پاي بلوري همسرشون ميرن! به خیال خودشون هم دارند گرمای! روابط زناشویی رو تبلیغ می کنند! و به استحکام بنیان خانواده ها مدد می رسانند!!!

البته خب احترام و تحويل گرفتن و هواي همديگرو داشتن در حضور ديگران خيلي هم قشنگه و اتفاقا لازم... ولي نه اينكه اون‌قدر از حد بگذره و دل حضار رو بزنه كه ترك زباناني مثل بنده هي تو دلشون بخوان بگن: ايــــــش! زهلم گدميش!

---------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت: تقديم به همه‌ي مادران مهربان دنيا...

 

شبانه(لیلا) ساعت 17:32   لینک ثابت 
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391


فكر مي‌كنم اين سؤال به همه‌ي كساني كه اين متن رو مي‌خونند مربوط باشه، چرا كه شرط لازم، حضور در دنياي تودرتوي اينترنت هست كه تك تك ما اين شرط رو داريم!

البته شايد براي برخي از افراد نه اين پرسش مطرح باشه و نه جوابي براي اون داشته باشند، ولي به عقيده‌ي بنده هر يك از ما برحسب مدت زماني كه در طول روز در اين فضا سپري مي‌كنيم، سابقه‌ي حضورمون در نت و همينطور نوع استفاده‌مون از اون، كه مي‌تونه به اشكال مختلف باشه، از چت گرفته تا وبگردي و وبلاگ‌نويسي و... تعريف و ديدگاه خاص خودمون رو نسبت به دنياي مجازي داريم.

اما اين‌جا قصد پرسيدن اين سؤ‌ال رو دارم كه آيا اصولا مي‌بايست بين اين دو دنياي متفاوت مرزي قائل شد و اون‌ها رو جدا از هم نگه داشت؟ آيا ارتباطاتي كه روي صفحه‌ي مانيتور تجربه‌شون مي‌كنيم، خواه اين ارتباط يك مكالمه‌ي دوطرفه باشه وخواه خوندن تراوشات ذهني يك وبلاگ‌نويس، در محدوده‌ي جغرافياي مجازي خودشون مي‌مونند يا اينكه اون‌ها رو از داخل مانيتور بيرون مي‌كشيم و اون‌طور كه دوست داريم در دنياي واقعي تجسم مي‌كنيم و اجازه مي‌ديم تاثيراتي بيشتر از اندازه‌ي عادي يك ارتباط مجازي در زندگي روزانه‌ي ما داشته باشند؟!

جايگاه دنياي مجازي و آدم‌هايي كه در اين دنيا باهاشون در ارتباط هستيم دردنياي واقعي ما كجاست؟ و كجا "مي‌بايست" واقع شده باشه؟! لطفا به اين پرسش‌ها در صورت تمايل پاسخ بديد. با تشكر
----------------------------------------------------------------------------------

دوستان گران‌قدر هنوز هم مي‌تونيد در بخش نظرات پست قبل به معرفي كتاب‌هاي مورد نظر خودتون بپردازيد. اميد به اين كه اين حركت كوچك، گامي هر جند ناچيز در جهت ارتقاي فرهنگ كتاب‌خواني در بين ما باشه.

شبانه(لیلا) ساعت 16:49   لینک ثابت 
یکشنبه دهم اردیبهشت 1391
عرض سلام و ادب خدمت همه‌ي دوستان عزيز
به مناسبت نزديك شدن به زمان برگزاري نمايشگاه ، قصد داريم در اين پست به معرفي كتاب‌هاي مفيدي كه مطالعه كرديم، بپردازيم. از بين كتاب‌هايي كه تا به حال در واحه معرفي شده، چند مورد رو گلچين كردم و توصيه مي‌كنم حتما اون‌ها رو خريداري و مطالعه بفرماييد. در قسمت كامنت‌هاي اين پست هم كتب خوب ديگري كه مي‌شناسم و قصد خريدن‌شون رو دارم، معرفي مي‌كنم. اميدوارم شما عزيزان هم متقابلا در چنين اقدامي مختصري راجع به كتاب‌هاي مورد نظز خودتون(نام كتاب- نويسنده- احيانا مترجم- انتشارات و در صورت امكان قيمت) توضيح بديد.
با سپاس پيشاپيش

كتاب هاي پيشنهادي:
1.زناني كه مردان عاشق‌شان مي‌شوند، نوشته‌ي باب گرانت، ترجمه فاطمه ساري‌زاد، انتشارات ملينا، قيمت2500 تومان
2.ناز تو و نياز من(مقدمه‌اي بر فلسفه‌ي نماز)، نوشته‌ي محمدمسعود نوروزي، انتشارات يادآوران، قيمت4900تومان
3.بودن دشوار آدمي، نوشته‌ي علي طهماسبي، انتشارات يادآوران
4. مجموعه‌ آثار مهندس مهدي بازرگان1 (مباحث بنيادين)، انتشارات قلم


شبانه(لیلا) ساعت 15:24   لینک ثابت 
سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391

پیش نیاز: عشق و پرستش(1)

عشق و پرستش(۲)

پيش‌تر خوانديم كه مرحوم بازرگان در اين كتاب به تجزيه و تحليل زندگي موجودات زنده به ويژه انسان از ديدگاه ترموديناميكي پرداخته است.
فصل سوم كتاب، ترموديناميك حيات با بيان قانون اول ترموديناميك (اصل بقاي انرژي) و قانون دوم (اصل تبديل انرژي‌هاي مفيد به انرژي پست حرارت يا همان اصل كهولت يا افزايش آنتروپي) از امكان تعميم اين قوانين به تمام علوم و سيستم‌هاي موجود در طبيعت سخن مي‌گويد. يعني ترموديناميك مجاز است به شرط عدم دخالت در تبادلات و فعل و انفعالات دروني يك سيستم، خواص ماكروسكوپي و تبادل كار و انرژي آن را با محيط خارج مورد بررسي قرار دهد.

 


ادامه مطلب
شبانه(لیلا) ساعت 21:58   لینک ثابت 
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391
 

یه ضرب المثل ترکی هست که میگه:
                                  هم بالاتونو دیدیم، هم پایین تونو!!!

 

 

شبانه(لیلا) ساعت 13:43   لینک ثابت 
IE8+،Chrome10+،FF4+:بهترین نمایش